روستای شملکان زمستان 93
هفته قبل با مدیرمجتمع، آقای جلالت به روستای شملکان رفته بودیم، روستایی در همین نزدیکی بند در دل طبیعت بکر خالص. سه چهار کیلومتری که از جنوب روستای بند بالا بروی به این روستا میرسی. تصور نمیکنی که بعد از چند دقیقه رانندگی میتوانی از شلوغی و ازدحام شهر به این سکوت و آرامش زیبا برسی و از آنجا شهر ارومیه را ببینی که در هالهای از دود پنهان شده است. اینجا در این زمستان بدون برف، میتوانی برف ببینی. افسوس می خوری که همین روستای زیبا هم از گزند بشر متجاوز در امان نمانده است و جا به جا خراشهای نابهنجاری را می بینی که در اطراف جاده با نخاله های ساختمانی پدید آمده است.


مدرسه روستا کلا 35 دانش آموز دارد، شش پایه، با یک آموزگار که صبح و بعد از ظهر تدریس میکند. اداره نوسازی اخیرا برای گرمایش کلاس، یک بخاری برقی نصب کرده است، کلاس به قدر کافی گرم نشده بود و معلمشان مجبور شده بود بخاری نفتی را هم روشن کند. با دیدن بخاری نفتی ناخودآگاه آدم یاد بچههای شین آباد میافتد. آقای معلم تاکید می کردند که مدیر مجتمع ترتیبی دهد تا در هر کلاس دو دستگاه بخاری برقی نصب گردد تا بتواند بخاری نفتی را کنار بگذارد. حق هم داشت، بخاری برقی نصب شده روی دیوار گرمای زیادی نداشت، فقط مقابل خودش را گرم میکرد و جالب اینکه ساخت ترکیه!

نمای بیرونی مدرسه شبیه مدارس دهه چهل سریالهای تلویزیونی است. قدیمی و مستهلک. حیاط مدرسه در حقیقت حیاط خانههای روستاست. شاید هم یکی از خانههای روستا بوده است که تبدیل به مدرسه شده است، دو اتاق سه در چهار و یک اتاق کوچکتر که تبدیل به دفتر مدرسه شده است. دیوارها گلی هستند و کف اتاقها به تازگی موزائیک شده است. برای اینکه کف کلاسها گل آلود نشود، بچه ها کفشها و چکمههای گلی خود را قبل از ورد به کلاس درمیآورند و با دمپایی وارد کلاس میشوند که البته منظره چندان خوشایندی نیست. با خود میگویم کاش این بچهها میتوانستند در جای بهتری درس بخوانند. آموزگار مدرسه (آقای خشمان) می گفتند فرد خیری قصد دارد مدرسه جدیدی در روستا بسازد اما متاسفانه هنوز محل مناسبی پیدا نشده است. به این دلیل که در اینجا منطقه صاف، خیلی کم است و همه جا ناهموار است.

نوبت صبح بود و سه پایه اول و سوم و ششم در کلاس بودند. بقیه پایهها قرار است بعد از ظهر بیایند. هر پایه در یک ردیف نشسته بودند، دختر و پسر. معصومیت و مهربانی در صورت و چشمها موج میزد و نگاه ها پر از کنجکاوی. آقای جلالت سوالاتی پرسیدند و جوایز مختصر ... .

من اسماعیل سلیمی ساعتلو هستم. مطالبی که فراهم آورده ام می تواند برای دانش آموزان دوره متوسطه اول مفید واقع شود. حتی دانش آموزان دبیرستانی هم می توانند از این طریق مبانی زبانی خود را تقویت کنند. می توانید از طریق فهرست موضوعی مطلب مورد علاقه خود را مطالعه کنید، نمونه سوالات مختلفی هم در این قسمت موجود است. اگر نظر، پیشنهاد یا سوالی داشته باشید، می توانید از طریق کامنت یا ایمیل با بنده در میان بگذارید. در ضمن اخلاق و منش انسانی حکم می کند که اگر از مطالب دیگران که ساعتها وقت گذاشته و آنها را نوشته اند در وبلاگمان استفاده می کنیم از آنان اجازه بگیریم یا حداقل منبع مطلب را ذکر کنیم تا به حقوق خود و دیگران تجاوز نکرده باشیم. با تشکر.