Language is the mirror of the mind. (Noam Chomsky)

(زبان آیینه تفکر است.» (نوآم چامسکی»

چند نفر از بچه ها پای تخته آمده‌اند یعنی قرار است معلم، ‌‌درس بپرسد.

معلم: نیازی به کتاب نیست. یکی از دانش‌آموزان که با خودش کتاب آورده است آن را روی میز معلم می‌گذارد اما با اندکی خشونت که اندکی شبیه انداختن می‌شود.

یک دانش‌آموز: «بی‌ادب»! کتاب را نباید پرت کنی! (یعنی این عمل بی‌احترامی به معلم است.)

معلم: فکر نمی‌کنی سخن تو هم نوعی بی‌ادبی است که به دوستت «بی‌ادب» می گویی.

دانش‌آموز: آقا پس چگونه باید بگویم؟

معلم: می‌توانستی از لحن مناسبتری استفاده کنی.

دانش آموز: مثلا چطور؟

معلم: می توانستی بگویی آقای .... بهتر نبود کتاب را اندکی محترمانه تر روی میز می گذاشتی؟ یا آقای ... آیا شایسته بود کتاب را آنگونه روی میز بیندازی؟ یا آقای ..... سزاوار است کتاب را آنگونه روی میز بیندازی؟

بیان من در دو جمله آخر البته به شکل طنز بود و عمدا به لحن فاخر و شاید هم مطنطن (Euphuism) نزدیک شده است. اما فارغ از این قضایا به نظر می‌رسد آن زبان و لحن زیبا و مهربانانه که حداقل در یک محیط علمی و دوستانه مورد انتظار است بعضی وقتها به فراموشی سپرده می‌شود. بچه‌های ما اندک اندک خوب حرف زدن را دارند فراموش می‌کنند. خوب سخن گفتن به معنای فاخر و مطنطن سخن گفتن مانند دکتر «کزازی» نیست. (البته آن هم در جای خود لازم است تا اصالت زبان را فراموش نکنیم.) بلکه دور شدن از زبان «لمپنی» است. زبان «لمپنی» شاید در بعضی طبقات و در بعضی محیط‌ها کاربرد خاص خود را داشته باشد اما دانش‌آموزان و معلمان ما باید سعی کنند پاک، زیبا و رسا و لطیف حرف بزنند. متاسفانه ما نه تنها در محیطهای دانش‌آموزی بلکه در بعضی موارد در گفتگوهای بزرگسالان هم اسیر مکالمات بعضی سریالها و سی دی هایی می شویم که از زبان مناسب استفاده نمی‌کنند. فرزندان ما گاهی ناخواسته و ناآگاهانه تقلید می کنند و و گاهی حتی معنای چیزی را که به زبان می آورند را نمی دانند. پشت بعضی از واژگان که به تقلید از بعضی از برنامه ها که بچه‌ها بی محابا تماشا می‌کنند معانی سخیف و زشتی نهفته است که هم مسئولان فرهنگی و هم پدر و مادرها از آنها غافل هستند. آرام آرام این گونه سخن گفتن تبدیل به یک عادت می‌شود که تغییرش در سالهای بعد تقریبا غیرممکن خواهد شد.

 

شخصا فکر می‌کنم زبان برنامه‌های امثال آقای «بابک نهرین» معروف به «صمد ممد» صرفنظر از ایجاد فضای کوتاه مدت مفرح و شادی آفرین، بسیار آسیب زاست. متاسفانه در این برنامه‌ها قبح بسیاری از کلمات سطح پایین که بار معنایی زشت و گاها سخیفی دارند شکسته می شوند و اینگونه واژگان کم کم وارد گنجینه لغات مردم آذربایجان مخصوصا نوجوانان می‌شوند و تبدبل به عادتهای زبانی نامطلوب می‌گردند. بگذریم از اینکه این گونه برنامه‌ها سطح سواد بصری را هم بسیار تقلیل می‌دهند. با عادت کردن به دیدن اینگونه برنامه‌ها، شخص ممکن است تحمل دیدن یک فیلم جدی تفکربرانگیز را از دست بدهد. فراموش نکنیم یک فیلم خوب مانند یک کتاب خوب است. فرد نباید عادت کند همیشه، کتاب جوک بخواند. کتاب جوک و طنز برای ایجاد فضای شاد و مفرح، ممکن است برخی موارد مفید و حتی ضروری باشد اما نباید کل سبد مطالعه ما را پر کند. پر واضح است لمپنیسم زبانی ما را به ورطه لمپنیسم شخصیتی سوق خواهد داد. 

ای برادر تو همه اندیشه ای                  مابقی خود استخوان و ریشه ای        (مولانا)